|
" آینده روشن " ((اَللّٰهم صَلِّ علیٰ فاطمةَ و ابیها و بَعلها و بَنیها و السِّرِّ المُوستَودَع فیها))
| ||||||||
|
روزگاری میآید که آخرالزمانش خوانند. * ترجمهی آزاد حدیث "یظهر فی آخر الزمان و اقتراب الساعة و هو شرّ الازمنة نسوة کاشفات عاریات متبرّجات، من الدین خارجات، فی الفتن داخلات، مائلات الی الشهوات، مسرعات الی اللذات، مستحلات المحرمات، فی جهنّم خالدات".
زمانی مصاحبه گری از معلم شهید دکتر علی شریعتی پرسید:
به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم؟ دکتر شریعتی در جواب گفتند: نمیخواهد لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمایید. فکر زن را اصلاح کنید، خودش تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست... به ادامه مطلب مراجعه کنید ...
موضوعات مرتبط: اجتماعی، یادداشت برچسبها: ساقـــــی ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 19:58 ] [ ساقــــــی ]
محرم بود. هرچند دهه اول گذشته بود ولی هنوز کوچه و خیابون محلمون سیاهپوش بود. هنوز از بعضی خونه ها و حسینیه ها صدای روضه و نوحه شنیده میشد. داشتم تو خیابون قدم میزدم و خیلی خوشحال بودم از بابت این احترام... از بابت این احترام به محرم و امام حسین... دو سه سال اخیر احساس می کردم محرم داره فراموش میشه و کمرنگ. ولی اونروز فهمیدم که نه... مثل اینکه اشتباه می کردم. امام حسین(ع) و خانواده معصومشان انقدر باعظمت هستند که تا هزارسال دیگه نه تا هزار قرن دیگه هم هنوز داغشان تازه باشد... خیلی خوشحال بودم از اینکه مردم به این خوبی داریم... محله به این خوبی داریم... شهر به این خوبی داریم... داشتم قدم میزدم و به اینا فکر میکردم که به خونمون رسیدم. پدرم گفتند نشین. داریم میریم بیرون. سوار ماشین شدیم و راه افتادیم. پدرم ضبط رو روشن کردند... تعجب کردم.. هم من هم مادرم خیلی تعجب کردیم.. پدرم ولی خیلی خونسرد و عادی.. من چیزی نگفتم ولی مادرم خیلی عصبانی گفتند خاموش کن اینو.. این چیه گذاشتی؟ بعیده!!!! پدرم گفتن منظورت چیه؟ چی بعیده؟ چی گذاشتم؟ مادرم گفتن همین موسیقی رو میگم. خاموشش کن.. پدرم گفتن کدوم موسیقی؟ بابا این رادیوِ داره میخونه.. آهنگم کجا بود!
داشتم از تعجب شاخ در می آوردم. اگه تو اون شرایط پدرم آهنگ روشن میکردن شاید انقدر تعجب نمیکردم که اون لحظه. اصلا باورم نمیشد رادیو چنان موسیقی پخش کنه. نه در محرم و نه در هیچ زمان دیگه. از احترام ماه محرم که بگذریم اصلا اون موسیقی در شان صدا و سیما جمهوری "اسلامی" ایران نبود. اگر بلافاصله بعد از موسیقی مجری صحبت نمیکرد شاید اصلا باور نمیکردم رادیو باشه. برای من که اصلا هیچ موقع رادیو گوش نمیدم خیلی جای تعجب داشت. ولی پدرم میگفتن هر روز همینه. محرم و صفر و رمضان و ... نداره... یاد پرچمهای سیاه سردر خونه های محلمون افتادم. یاد خونه هایی که هر روز محرم درشون روضه است.. یاد اون آدمایی که هنوز حرمت محرم رو نگه میدارن. اون روز تا شب تو فکر بودم و ایمان اوردم به جمله ای که جایی خونده بودم: اگه دنیا کن فیکون نمیشه، همه به حرمت اون خونه هاییه که تو کوچه پس کوچه های این شهر، هنوز صدای حسین حسین ازش بلنده..
این موضوع مال چهار پنج ماه پیش یعنی محرم بود. اگه امروز دوباره اونارو بیاد اوردم بخاطر خوندن مقاله ای درباره رادیو بود! پیشنهاد میکنم حتما بخونید. در ادامه مطلب ... موضوعات مرتبط: اجتماعی، یادداشت برچسبها: ساقـــــی ادامه مطلب [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 17:27 ] [ ساقــــــی ]
امان از تقوایی که با یک تق، وا میرود…
تصاویری کم نظیر از قبر حضرت ابوالفضل (علیه السلام) میان آبدر ادامه مطلب ... موضوعات مرتبط: معصومین، یادداشت برچسبها: ساقـــــی ادامه مطلب [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:53 ] [ ساقــــــی ]
![]() امشب تمام لحظه هایم خیس آب است انگار این جمعه دوباره هم سراب است
چشم دلم گریان بود هم روز و هم شب زیرا هنوزم شمس دل پشت سحاب است
من جستجو کردم ببینم علتش چیست؟ اینکه بدون هیچ چرایی،دل خراب است
در واج واج واژه های هر سرودم سیلی خروشان از سوال بی جواب است
آری جواب بی جوابی جماعت این است که دلبر دلخور از دست صحاب است
حق دارد او که بعد از اینها هم نیاید چون او هنوزم در پی چند یار ناب است
اما خدایا رحم کن!بیدار گردم تا که ببینم غیبتش تنها یه خواب است
(سعید طیبی)
اینک با کسب اجازه از محضر مولای عزیزمان٬ خطاب به اول بانوی عالم عرضه میداریم: ای مادر مهربان! از آن زمان که شما را از زندگانی سیر کردند٬ زندگی بر فرزندانتان نیز تلخ و زهرآگین شده است. تنها امید فرا رسیدن دوران ظهور است که ما را تاکنون زنده نگاه داشته است. شنیده ایم امر فرج با رضایت شما اصلاح و حکم فرج به دست مبارک شما امضا می شود. شما را به اظطرار دختر دلبندت زینب کبری علیه السلام٬ به هروله او در میان خیمه های نیم سوخته٬ به دستان بسته و پیشانی نیم سوخته اش سوگند می دهیم دست به دعا بلند کنید و از خدا بخواهید در همین لحظه لباس فرج را به قامت دلربای مهدی ات بپوشاند.
موضوعات مرتبط: معصومین، یادداشت برچسبها: ساقـــــی [ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 3:8 ] [ ساقــــــی ]
دلم یک تکه از نان خشک این سفره را می خواهد می خواهم دولا شوم پسر بچه ی کوچک خانه بعد از خوردن غذا سوارم شود صدای "خر" در بیاورم که شاید بخندد و با خنده هایش سیر گریه کنم دلم می خواهد کباب داغ بخرم، بدهم دست بابای خانه بعد پشت در بنشینم و از صدای خنده ی بچه ها "های های" گریه کنم کاش یکی زیر عکس می نوشت اینها دهک چندم جامعه هستند کاش می شد ازشان بپرسم "چرا یارانه تان را خرج نمی کنيد ؟!"
وقتی به قول جناب رئیس مجلس با "۱۰۰ میلیون" بشود وسط تهران خانه ی متوسط اجاره کرد تو باید کجای شهر زندگی کنی؟! من اما جايي سراغ دارم که قیمت ها مناسب است "سری آنجا بزن" محله ی "دکتر" اینا!
«خداوند هیچ مردی را شرمنده زن و فرزندانش نکند». این عبارت دعاگونه متعارف را بارها و بارها شنیدهایم. اما راستش را بخواهید تا وقتی با مردی که در برابر علامتهای سؤال خانواده اش قرار نگرفته و زیر بار نگاهشان کمرش خم نشده روبه رو نشویم و جرعه ای از زهر درماندگی اش سرنکشیم به ابتدا و انتهای این جمله که «خداوند هیچ مردی را شرمنده زن و فرزندانش نکند»، واقف نمی شویم. این است کاهش فاصله طبقاتی در جامعه ... بیشتر مدیران! ما درگیر کنفرانس ها، سمینارها، کلنگ زدنها و قیچی کردن روبان پروژه! هایی هستند که بخشی از این پروژه ها حتی پس از گذشت سالها به بهره برداری! نمی رسند. چه خوب میشد که مدیران ما پایشان را از دایره تشریفات، کلیات، جلسات و روبان قیچی کردن ها اندکی بیرون می گذاشتند و با توجه به جزئیات، سری به کوچه پس کوچه های این شهر و شهرهاى دیگر می زدند و روبان سر و سامان دادن به خانواده های بی خانمان و خیابان خواب را قیچی می کردند؛ البته اگر در حاشیه پر از استرس و نگرانی این خانواده ها روبانی پیدا شود!
دیده اید این خیل ایتام و سیه روزان شما
پی نوشت: ۱. کاخی بر پا نمی شود مگر انکه هزاران نفر فقیر گردند.(امام علی ع) ۲. در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد، هیچ حرفی را باور نکنید.(دکتر علی شریعتی) ۳. کاش طوری زندگی کنیم، حرفی بزنیم که فردا بتونیم پاسخگو باشیم ... کاش ... ۴. خداوند هیچ مردی را شرمنده زن و بچه اش نکند ... آمین ...
و ... جانبازی که جهت امرار معاش لیف می فروشد جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید موضوعات مرتبط: اجتماعی، یادداشت برچسبها: ساقـــــی ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 19:20 ] [ ساقــــــی ]
سینمای ایران در چند سال اخیر به بیراهه هایی کشیده شده است که سند روشن آن افتضاحات به بار آمده توسط برخی زنان بازیگر و کارگردان نماهایی است که دین و وطن خود را به بهای ناچیزی فروختند . به طوری که حتی اگر تعریف سینما هم چیزی غیر از ابتذال و دورویی باشد اما چنین مطلبی را به عینه در سینمای کشور مشاهده می کردیم . اما در چند سال اخیر به خصوص یکی دو سال اخیر با اکران فیلمهای ارزشی مانند اخراجی ها ، طلا و مس ، ملک سلیمان ، پایان نامه و قلاده های طلا ، سینما چند قدم به سینمای انقلابی نزدیک شد و جالب اینکه استقبال مردم از چنین سینمایی به مراتب بیشتر از سینمای معمول بود . اما در این مجال میخواهم بیشتر به فیلم «قلاده های طلا» بپردازم . علی رغم جسارتی که در فیلم های اخراجی ها ۳ و پایان نامه دیده می شد ولی قلاده های طلا چه از نظر مفهوم سیاسی و چه از نظر بعد هنری در رتبه بالاتری قرار دارد . صراحت ، انعکاس واقعیت (فیلم در واقع راوی یک داستان واقعی است)، رو کردن برخی اطلاعات محرمانه ، افشای چهره فتنه ، بی باکی ، شهامت و جسارت ، بی پرده سخن گفتن (طوری که اسم اشخاص سیاسی و مواضع آنها و همچنین اخبار مهم زمان انتخابات به صراحت در فیلم روایت می شود) ، انتقاد به نحوه عملکرد نیروی انتظامی در خلال اغتشاشات ۸۸ ، گفتن بسیاری از حقایق در قالب دیالوگ های بازیگران و … همه و همه از ویژگی های تحسین برانگیز این فیلم است . اما چند نکته که به نظرم مهم آمد : ۱- این که ما نباید در راستای حرکت تخریب کنندگان عمل کنیمِ ؛ چرا که هدف چنین جریانی تحت فشار قرار دادن چهره های برجسته ی هنری ، ورزشی ، سیاسی و … است بطوریکه در اذهان عمومی ، این گروه از افراد به عنوان اقلیت در کشور جمهوری اسلامی شناخته شوند و در واقع با این عمل خود به مردم القا کنند که در ارتباط بودن با جمهوری اسلامی به هر نحو به عنوان لکه ننگی در کارنامه آن ها ثبت خواهد شد . مثلا همان کاری که با امثال استاد افتخاری و عوامل فیلم اخراجی ها کردند . ۲- حمایت از کارگردانان و سایر عوامل هنری ارزشی و انقلابی باید در راستای کار مسئولین و مردم قرار بگیرد . یکی از مسائلی که همیشه در رابطه با بحث مسائل فرهنگی توسط جریان حزب الله مطرح می شد ، این بود که ما آماده ی حمایت از متخصصین انقلابی هستیم اما مشکل اینجاست که عوامل متخصص و ماهر در این زمینه ها کم داریم . حال صحبت من این است که با وجود چنین عواملی و چنین محصولاتی ، اگر ما مسئولیت خودماان که همانا حمایت است ، انجام ندهیم ، دیگر این جفا از خود ما ناشی می شود . و در آخر هم ضمن تشکر و قدردانی از ابوالقاسم طالبی عزیز ، به صراحت اعلام می کنم که افتخار ملت ایران امثال طالبی ها هستند نه کسانی که غرق در جایزه های سیاسی و توهمات خود هستند و به اسم صلح طلبی ، چهره صلح طلب کشور ایران را زیر سوال می برند . کسانی که افتخارشان دست دادن با زنان اجنبی و زیر پا گذاشتن فرهنگ دینی و ملی است . کسانی که فیلمشان که به بن بست رسیدن زندگی ایرانی و قانون ایران را القا می کند ، در سینماهای اسرائیل اکران می شود … موضوعات مرتبط: اجتماعی برچسبها: ساقـــــی [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 17:2 ] [ ساقــــــی ]
کدامین شب از آن شب تیره تر بود که زهرا حایل دیوار و در بود شبی کاندر هجوم تیغ بیداد سرت را سینه زهرا سپر بود
ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشتههای چادرت دست نیاز میآویزد و معرفت به غبار آستان خانهات بوسه میزند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخمها و داغها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانهات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...
اشك خون میبارد از دیده در این اندوه عالمگیر . . . صداى گریه از خانه ى زهرا (علیهاالسلام) بلند شد اهل مدینه خبردار شدند صداى ضجه و شیون از شهر بلند شد به سوى خانه ى حضرت على حركت نمودند ، على (علیه السلام) نشسته بود و حسن و حسین اطرافش گریه مى كردند. ام كلثوم مى گریست و مى فرمود: یا رسول اللَّه اكنون تو را از دست دادیم. مردم بیرون خانه اجتماع نموده و در انتظار خروج جنازه ى زهرا بودند. ناگاه ابوذر از خانه خارج شد و به مردم گفت: پراكنده شوید چون تشییع جنازه به تأخیر افتاد. [بحارالانوار ج 43 ص 192]
دنبال جنازه ات اگر می نالم آهسته تر از مرغ سحر می نالم دیشت سر بالین تو اشکم می ریخت امشب به غریبیِّ پدر می نالم
اقرار وهابیون به وجود حضرت محسن(ع):
جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید ... موضوعات مرتبط: معصومین ادامه مطلب [ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 19:24 ] [ ساقــــــی ]
حضرت فاطمه(س) می فرمايند: همانا حيا از ايمان است و نتيجهی ايمان، بهشت میباشد. (كافی/2/106)
در دست سپيده، بركاتی دگر است
حجاب ![]()
در روزگاری که چشمان سیاه شبه آدمیان حریص تر از همیشه است، عده ای رویای زیبایی را در هتک عفت میبینند. در هتک حریمی که از تندیس حیا، یاس بوستان محمدی در دفتر ارزش های یک بانو به جا مانده است. بانو! حجاب و کیمیای غیرتت را به لبخندی هرز مفروش ... موضوعات مرتبط: معصومین، احادیث، یادداشت برچسبها: ساقـــــی [ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 14:47 ] [ ساقــــــی ]
راستی در سالی که گذشت چه کردم؟ چه بودم و چه شدم؟ کجا بودم و امروز کجایم؟ چگونه بودم و امروز چگونه ام؟ درسالی که پشت سر گذاشتیم چه نکات و درس های نوین و فصل جدیدی از دین آموختم؟ کدام خصلت ناپسند را از خود دور کردم؟ کدام فضیلت اخلاقی و ارزش معنوی را در خود فراهم آوردم؟ چه اعمال صالحی را تنها برای رضای خدا و بااخلاص محض انجام دادم؟ چقدر به یاد خدا بودم؟ کسی که هرچه دارم از اوست ... چند بار به زیارت عاشقانه و عارفانه مزار اولیای خدا و امامان و صالحان رفتم و از این زیارت ها چه توشه معنوی گرفتم؟ با چه کارهایی والدین خویش را از خودم راضی ساختم؟ عیادت چند بیمار رفتم؟ ایا به بینوایان سرکشی و به محرومان کمک کردم؟ کدام یک از بدرفتاری های دیگران را با نیکی و احسان و خوش رفتاری پاسخ دادم؟ چند نوبت به جهت اعتقاد به حضور و علم خدا، در مصاف و مبارزه با نفس بر وسوسه های شیطانی غلبه کردم؟ چند جلد کتاب خوب و سازنده مطالعه کردم؟ چند مسئله لازم و ضروری از احکام شرعی را آموختم؟ چقدر از این فرصتی که خدا در اختیارم قرار داده استفاده کردم؟ چطور استفاده کردم؟ چقدر قدر این فرصت را دانستم؟ چقدر شکر گزار نعمت های خدا بودم؟ نعمت سلامتی .. نعمت داشتن پدر و مادر و خانواده ... چقدر سعی کردم خوب باشم؟ چقدر سعی کردم بدی هام رو یک به یک کنار بگذارم؟ چقدر سعی کردم اونی باشم که خدا گفته؟ چقدر ...؟ چقدر ...؟ چقدر ...؟ چرا باید طوری باشم که الان افسوس فرصت از دست داده را بخورم؟ چرا فقط زبانی به خدا توکل میکنم و در عمل متوسل دیگرانم؟ چرا قلبا اونی نیستم که باید باشم؟ نیستم ... ولی الان میخوام که باشم. میخوام سعی کنم اونی باشم که باید باشم ... میخوام طوری زندگی کنم که سال دیگه همچین روزی غصه سال گذشته رو نداشته باشم. از همین ساعت، از همین دقیقه و از همین ثانیه میخوام سعی کنم ... خوب بودن خیلی هم سخت نیست. ما سخت گرفتیمش ... کوتاهی های گذشته را انشاالله که خدا میبخشد .. باید آینده را دریابم ... آینده ...
" من و تو مسئول عمر و زمان و فرصت ها و استعدادهای خویشیم. آیا گذشته مان به امید آینده و آینده مان در حسرت گذشته خواهد گذشت؟ " هرگز چنین مباد ...
قامت سال بشد خم و غمم پا برجاست این سوال هست هنوزم ، که دل آرام کجاست؟ باز یک سال دگر رفت و بهاران آمد آنکه در آمد و رفت ، باز نیامد آقاست دل خوش داشتن از، پشت و پناه داشتن است هر دل خسته و درمانده، پناهش مولاست این که ابیات ردیف اند به پشت سر هم این نشان می دهد این بار، امامم اینجاست السلام ای صاحب عصر و زمان، ای آقا بی شما این دل طوفان زده ی من تنهاست نوزده سبزه بدیدم و ندیدم یک عید بخدا تا که نیایی، همه اعیاد عزاست "سعید طیبی"
آخرین جمعه سال هم گذشت و تو نیامدی آقا ... جای خالیت بیداد میکند آقا مرگ ما سریعتر بیا آقا عامل نیامدنت من حقیر هردم از غفلتم شرمنده ام آقا موضوعات مرتبط: یادداشت برچسبها: ساقـــــی [ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 15:8 ] [ ساقــــــی ]
چند ساله شدم ولی نیامدی هنوز چند ساله شوم تا که بیایی یک روز
چند ساله شدم ولی دلم یک سالست میگیره بهانه ی امامش هر روز
چند ساله شدم و گریه های مادر زخمی به دلم نهاده ،زخمی جانسوز
چند ساله شدم ،هنوز مادر هر شب میگه بر در خانه،باز هم چشم بدوز
چند ساله شدم، بگو که چند ساله شوم روزها میگذرند از پی هم روز به روز
چند ساله شدم و قدر صد سال صبرم سر آمده از جمله ی چشم بدوز
چند سال است که مادر همه اش میگوید گشته نزدیکتر،وقت وصال از دیروز
چند ساله شدم ،دگر نمانده سالی پایان بده بر این انتظار مرموز
چند سال دگر آقا قرار است آیی؟ هستم من تیره بخت آیا آن روز؟؟؟؟
(سعید طیبی)
"تقدیم به پیشگاه امام زمان" موضوعات مرتبط: معصومین، یادداشت [ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 14:43 ] [ ساقــــــی ]
الهی ... مدتیست عباداتم را آلوده ام به عشقی گذران گذران ... آری گذران ... چون برگهای خزان ... خودت صلاح امر میدانی ... آن را گونه ای مقدر ساز تا اندکی آرامش گیرم ... تنها اندکی آرامش ... در پناه خودت ... تنها خودت هستی ... بودی ... ندیدم ... پنداشتم که میبینمت حال دستم گیر تا ببینمت ... چشم بینا ندارم ولی ... خودت دستم گیر لایق نیستم ... ولی جز تو کیست که پناهم باشد؟ فقط خودت ... موضوعات مرتبط: یادداشت برچسبها: ساقـــــی [ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 21:43 ] [ ساقــــــی ]
انگار این روزها، دنیا وارونه شده. و من از زمینی دیگر آمدهام. و کار خلافی انجام دادهام. بس که غریبانه دیده میشوم!
جز خودم را نباید ملامت کنم. موضوعات مرتبط: یادداشت [ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 0:32 ] [ ساقــــــی ]
حدود یکی ـ دو سال است شاهد پخش برنامه ای هستیم تحت عنوان خنده بازار!
به ظاهر هدف این برنامه چیزی جز خنداندن مردم نیست.(البته خودشان هدف برنامه را اینجوری مطرح کردند). خنداندن مردم با به سخره گرفتن بازیگران، خوانندگان، مجریان، ورزشکاران، هنرمندان و بعضا رجال سیاسی! با یه سخره گرفتن لهجه ها و گویشه ها! آیا واقعا مردم کشور ما تا این حد بی برنامه و طنز ماندند که حال باید شاهد چنین طنزی باشیم؟ (البته خیلی بی طنز موندیم ...متاسفانه) آیا به سخره گرفتن هنرمندی که اولا اصلا ایرانی نبوده، ثانیا درقید حیات نیستند درست است؟ آیا واقعا لازم است برای شاد کردن مردم فردی که فوت کرده را سوژه طنز خود قرار دهیم؟ به نظر من اسم این برنامه را به جای خنده بازار، باید میگذاشتند گریه بازار. چرا که دیدن چنین برنامه هایی نه تنها خنده ندارد، چرا که گریه هم دارد. ----------------------------------------------------------------------------------------- پی نوشت: *يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَىٰ أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَىٰ أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ*(حجرات، آیه 11) اى اهل ايمان! نبايد گروهى گروه ديگر را مسخره كنند، شايد مسخره شدهها از مسخره كنندگان بهتر باشند، ونبايد زنانى زنان ديگر را [مسخره كنند] شايد مسخره شدهها از مسخره كنندگان بهتر باشند، و از يكديگر عيبجويى نكنيد و يكديگر را با لقب هاى ناپسند صدا نزنيد؛ بد نشانه و علامتى است اينكه انسانى را پس از ايمان آوردنش به لقب زشت علامتگذارى كنند و كسانى كه [از اين امور ناهنجار و زشت] توبه نكنند ستمكارند - استهزا، در ظاهر یک گناه؛ ولی در باطن چند گناه است؛ در مسخره کردن، گناهانِ تحقیر، خوار کردن، کشف عیوب، اختلاف افکنی، غیبت، کینه، فتنه، تحریک، انتقام و طعنه به دیگران نهفته است. - گاهی مسخره کردن برخاسته از ثروت است که قرآن می فرماید: *ویلٌ لِکلّ هُمزة، الِذی جَمع مالاً و عَدده*[1] وای بر کسی که به خاطر ثروتی که اندوخته است، در پیش رو یا پشت سر، از دیگران عیب جویی می کند. 2- گاهی ریشه ی استهزا، علم و مدرک تحصیلی است که قرآن می فرماید: * فرحوا بما عندهم من العلم و حاقَ بهم ما کانوا به یستهزؤن*[2] آنان که به علمی که دارند شادند و کیفر آنجه را مسخره می کردند، آن ها را فرا گرفت. 3- گاهی ریشه ی مسخره، توانایی جسمی است. کفار می گفتند: *من اشدُّ منّا قُوّة*[3] کیست که قدرت و توانایی او از ما بیشتر باشد؟ 4- گاهی انگیزه ی مسخره کردن دیگران، عناوین و القاب دهان پرکن اجتماعی است. کفّار فقرایی را که همراه انبیا بودند تحقیر می کردند و می گفتند: *ما نراکَ اتّبعک الّا الّذین هم أراذِلُنا*[4] ما پیروان تو را جز افراد اراذل نمی بینیم. 5- گاهی به بهانه تفریح و سرگرمی، دیگران به تمسخر گرفته می شوند. 6- گاهی طمع به مال و مقام، سبب انتقاد همراه با تمسخر از دیگران می شود. گروهی، از پیامبر اکرم (ص) درباره ی زکات عیب جویی می کردند، قرآن می فرماید: *وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ*[5] برخى از آنان نسبت به [تقسيم] صدقات بر تو خرده مىگيرند، پس اگر از صدقات به آنان داده شود خشنود مىشوند، و اگر داده نشود، ناگاه خشمگين مىشوند. 7- گاهی ریشه ی مسخره، جهل و نادانی است. هنگامی که حضرت موسی (ع) دستور کشتن گاو را داد، بنی اسرائیل گفتند: آیا مار را مسخره می کنی؟ موسی (ع) گفت: *اعوذ بالله ان اَکونَ من الجاهلین*[6] به خدا پناه می برم که از جاهلان باشم. یعنی مسخره برخاسته از جهل است و من جاهل نیستم. - یکی از کارهای مبارک رسول خدا (ص) تغییر نام افراد و مناطقی بود که دارای نام زشت بودند.[7] زیرا نام بد، وسیله ای برای تمسخر و تحقیر است. - عقیل، برادر حضرت علی (ع) بر معاویه وارد شد، معاویه برای تحقیر او گفت: درود بر کسی که عمویش ابولهب، لعنت شده ی خداوند است و خواند: *تبّت یدا ابی لهب* عقیل فوری پاسخ داد: درود بر کسی که عمه او چنین است و خواند: *وامراته حمّالة الحطب* (زن ابولهب، دختر عمه معاویه بود). ----------------------------------------------------------------------- [1] . همزه،1-2. [2] . غافر، آیه 83. [3] . فصلت، آیه 15. [4] . هود، آیه 27. [5] . توبه، آیه 58. [6] . بقره، آیه 67. [7] اسدالغابة، ج3،ص76 و ج4، ص362. موضوعات مرتبط: احادیث، اجتماعی برچسبها: ساقـــــی [ جمعه پنجم اسفند 1390 ] [ 10:43 ] [ ساقــــــی ]
[ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 21:47 ] [ ساقــــــی ]
این بازیگر طرفدار فتنه 88 روز به روز که می گذرد بیشتر در گرداب مسائل غیر اخلاقی فرو می رود.
فراهانی در این فیلم نقش یک زن مهاجر عرب را دارد. وی پس از جدایی از همسرش به دنبال کار مورد علاقه اش ” رقص عربی” می رود . گفتنی است که چند روز پیش "تهمینه میلانی" که سابقه دستگیری و محاکمه به اتهام تشویش اذهان عمومی و همکاری با گروهک های معاند را در پرونده فعالیت سینمایی گذشته خود دارد، در مصاحبه ای درباره عريان شدن گلشيفته فراهاني نيز اظهار داشته بود: " گلشیفته دختر من است " ! "bachehayeghalam" ------------------------------------------------------------------------ میگن پی نوشت: ۱. اگر کسی حلاوت مهر خداوند را بچشد، محال است که به ذائقه اش مجال هرزگی دهد...(سید مهدی شجاعی) ۲. خداوندا ... خون شهیدان را پامال سمِّ ستوران مپسند. ۳. خداوندا ... جرعه ای از جام ولایت در جان ما بریز و ما را ظرفیت و خشوع نوشیدن آن عنایت کن که : " انّها لکبیرة الّا علی الخاشعین " ۴. خداوندا ... عشق پریدن و عطش رسیدن شدت گرفته است، اکنون که روزنه های شهادت بسته است، راهی به سوی خودت بگشا ... موضوعات مرتبط: اجتماعی، یادداشت [ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 22:6 ] [ ساقــــــی ]
موضوعات مرتبط: اجتماعی برچسبها: فتنه88, اغتشاشگران, رامين رسولي مهرباني, جانباز, فتنه گران [ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 17:29 ] [ ساقــــــی ]
فرق نکرده است. همان گروهکهایی که اول انقلاب و زمانی نه چندان دور، من و ماها را امل و دگم و دهاتی و پاپتی میخواندند، اکنون هم هفت هزار تومنی و متحجر و بی سواد و غیره میخوانند. هنوز هم تمسخر کردن عادتشان است و هتاکی کردن، منششان. همان مسئولینی هم که فکر میکردند ادارهی کشور تجربه میخواهد و کراوات، اکنون هم فکر میکنند، باید پوپر قورت داده باشی و معنویت ِ سنت گرایی داشته باشی و مثلا تسامح و تساهل ِ گاندیوار که بشود در مسیر «توسعه» گام برداشت. هیچ فرق نکرده است. همان زمان که غرغر میکردند و دیدند با غرغر و تمسخر به جایی نمیرسند و دست به اسلحه بردند و شدند بردهای تحت اختیار و اردوگاه اشرف راه انداختند و به روی مردم اسلحه کشیدند و شیعه و سنی و فلان قومیت را تحریک کردند برای جدایی طلبی، همالان هم به جای بابا نان داد، «انگلیس نان داد» را روزانه می نویسند و پولشان را به دلار و پوند و یورو و شِکِل میگیرند و حاضرند شرافت و استقلال و وطنشان را در ازای مچبند زدن و همراهی وزیر ِ خارجه ی رژیم صهیونیستی، بفروشند. همان ها که باکری و همت و خرازی و بابا نظر و غیره را تمسخر میکردند که این یه مشت جوان نمیتوانند جنگ را «اداره» کنند، همالان هم من و ما را مسخره میکنند که شما را چه به بیداری اسلامی و تمدن اسلامی و الخ. همآنها، با ادامه دادن راه ابوموسی اشعریها و خوارج که امیر المومنین را متهم به چیزی میکردند که با حماقتشان خود او را بدان وادار کرده بودند، امام را مسئول ریخته شدن خون جوانها میدانستند و جنگ را خودکشی اعلام میکردند، همالان، استهزاء میکنند که جمهوری اسلامی دارد خود را به زور وارد جنگ میکند و «هو» میکشند و دعوا را تنزیل میدهند به لخت شدن ِ فلان دختر ِ دریده و دست دادن ِ فلان کارگردان ِ «خیلی هنرمند» که غیرت ِ آن پسرک ِ در بند را نداشت که به آن خبرنگار ِ بی حجاب ِ اجنبی گفت ما برای اعتقادمان و اماممان میجنگیدیم و ساده لوحانه، فکر کرد حرف ِ از «صلح و صفا سیتی»، ایرانیها را روشنفکر نشان میدهد، از همان پسرک هم دونتر شد و نه فقط نخواند که: «ارزندهترین زینت ِ زن حفظ حجاب است»، که با فلان بازیگر ِ شهوتران دست داد و یکهو رفت قاطی ِ باقالی ها. و از همچو اویی نیز جز این انتظار نمیرفت البت. همانها که در قامت ِ مسئولیت ِ «جمهوری»، با عقلانیت ِ غربزدهشان و دور از فهم ِ جمهوری، انقلابیگری را به انگ و برچسب ِ یاوران خمینی تبدیل کرده بودند، همالان نیز هستند و دو باره و چند باره در همان قامت، انقلابیگری را به «شور و هیجان ِ جوانی تعبیر می کنند و لبخند ِ عاقل اندر سفیه می زنند و در اصل خود را مسخره میکنند. هنوز هم تلویزیون «جمهوری»، وقتی میخواهد با «مردم» مصاحبه کند، در بهترین(بخوانید بدترین) حالت تا میدان ولی عصر و نهایتا انقلاب پایین میآید و با «مردم» مصاحبه میکند. هنوز هم که هنوز است در خاطر ندارم یک بار، «مردم» تعبیری باشد مثلا برای میدان امام حسین یا شهدا یا خراسان. راسته ی خیابان هفده شهریور، در تعبیر ِ صدا و سیمای ِ جمهوری، طعم ِ مردمی را ندارد. و همین خیابان ِ هفده ِ شهریور نشینها بودند که مینیبوس مینیبوس میرفتند و دمار از کسانی در میآوردند که فکر میکردند هجده تیر ِ هشتاد و هشت، تکرار ِ هجده ِ تیر ِ هفتاد و هشت است و هر غلطی بخواهند میتوانند انجام دهند. همین «مردم» اتوبان ِ محلاتی بودند که قوت ِ غالبشان نه برنجهای هاشمی ِ سه چهار هزار تومانیست و نه ماشینهای ِ آن چنانی. با همان موتورهای ِ هوندای ِ ایرانی ِ چهارصد پونصد تومنیشان سوار میشدند و گله گله میرفتند برای خاموش کردن ِ آتشی که دشمن تهیه دیده بود؛ آن هم در خیابان ِ «انقلاب» و «جمهوری». و همینها بودند که پای ِ جمهوری و انقلاب ایستادند وقتی که تلویزیون مثل ِ همین طراح ِ امام مقوایی وامانده بود باید چه کار کند و فکر میکرد دارد ابتکار به خرج بدهد. همین میشود که در اردوگاه دشمن ِ قسم خورده، سعی میکنند با هر دست آویزی مثلا بگویند که اقتصاد ِ آمریکا آنقدرها هم سقوط نکرده است و اوباما با ما است و هر وقت هم ما کار مثبتی کنیم، با به تمسخر کشیدنش، مثلا فکر میکنند، به جمهوری ِ انقلابی ِ ضربه زدهاند. اما هیچ فرق نمیکند. فرزندان روح الله و سربازان ِ آسدعلی خامنهای هستند. bachehayeghalam.ir موضوعات مرتبط: اجتماعی برچسبها: جمهوری ِ انقلابی ِ اسلامی, بیداری اسلامی, خوارج, جمهوری, انقلابیگری, مردم, هفده شهریور [ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 13:31 ] [ ساقــــــی ]
بچه ها دانلود فیلم و عکسی در کار نیست .......این تیتر بیشتر برای دقت و توجه به یک مسئله خیلی مهمه ..... اخیرا در اینترنت و حتی در موبایل ها، عکس ها و فیلم های نیمه عریان و عریان (افراد معلوم الحال) به شدت زیاد شده و دست به دست می شود و خیلی از مردم، حتی بچه های مذهبی ها رو هم درگیر خود کرده و متاسفانه برای اینکار توجیهات ساختگی ارائه می دهند. اخیرا فیلم مبتذل و عکس عریان امثال خودشیفته فراهانی و در گذشته نیز افراد دیگر، و حتی قراردادن انواع و اقسام فیلم ها و عکس های تجاوزات به مردم مظلوم در برخی از اخبار ها، باعث از بین رفتن قبح این حکم و عادی شدن این مسئله شرعی شده، درحالی که بنا بر قول مشهور علما، نگاه کردن به هر تصویر عادی هم که خوف ارتکاب گناه و مفسده داشته باشد حرام است چه برسد به عکس و فیلم مستهجن و این مسئله برای زن و مرد فرقی نمی کند .... چه بسا با دیدن یک تصویر سالیان سال از توفیقات الهی دور بشیم..... پناه می بریم بخدا از شر شیطان .... این مطلب رو لینک بدین تا اول تلنگری به من، بعد به همه بچه ها و افسران جنگ نرم باشه ... ان شا الله ....
موضوعات مرتبط: اجتماعی برچسبها: ساقـــــی [ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 21:27 ] [ ساقــــــی ]
عکسهای فاطمه معتمد آریا درمراسم جایزه جهانی «هانری لانگ لوا» پس از اتفاقات مختلف چون دست دادن بازیگر زن ایرانی با مدیران شرکت های خارجی جلوی دوربین ها در تهران و این اتفاق عجیب، باید به حال فردای سینمای ایران گریست.(ساقی: واقعا باید گریست)
بوسیده شدن فاطمه معتمد آریا توسط مجری مرد در مراسم «هانری لانگ لوا» معتمدآریا پس از دریافت جایزه اش با کنایه گفت: همه ما امشب دلیلی مشترک برای با هم بودن داریم. بی آنکه بیاندیشیم به چه زبانی حرف می زنیم و در کدام کشور زندگی می کنیم و از کجای جهان به اینجا آمده ایم. بی آنکه بگوئیم در سرزمین مان سیاست مداران چه چیز را بین خودشان بده بستان می کنند !!!
بوسیده شدن فاطمه معتمد آریا توسط مجری مرد در مراسم «هانری لانگ لوا»
موضوعات مرتبط: اجتماعی برچسبها: ساقـــــی [ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 18:55 ] [ ساقــــــی ]
۱. باید متوجه توطئه های دشمن بود. ۲. دشمن سعی دارد بین مذاهب و اقوام اسلامی اختلاف ایجاد کند. ۳. دشمن میخواهد بین شیعه و سنی اختلاف ایجاد کند. باید مراقب بود. ۴. هیچ فرقی نیست میان مسلمانانی که به مذاهب مختلف گرایش دارند. ۵. وجه مشترک تمامی مسامانان، اسلام و امت اسلامی و وحدت اسلامیست. ۶. این قرن، قرن اسلام و معنویت است. ۷. استکبار جهانی در مقابل بیداری اسلامی احساس ناتوانی میکند. ۸. حرکت های اسلامی، ضدصهیونیستی و ضداستکباری مورد تایید است. این کشور و آن کشور فرقی ندارد، همه باید یکجور فکر کنیم. ۹. به برکت اسلام و توکل به خدا، جوانان کارهای بزرگ علمی انجام میدهند. ۱۰. این پیروزی (پیروزی انقلاب اسلامی و پیروزی های اخیر در کشور های اسلامی) آیت الهی است. همگی نشانه اند. ۱۱. رمز پیروزی، توکل و اعتماد به خدا، وحدت و پیوستگی.
موضوعات مرتبط: آیت الله خامنه ای، اجتماعی برچسبها: ساقـــــی [ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 11:0 ] [ ساقــــــی ]
|
||||||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||||||